تبليغاتX
اندرونی - ببری خان
اندرونی حضرت مستطاب اشرف اقدس خداوندگار معظم آقای شازده تُپُل میرزا که فقط یک سلطان بانو دارد
در این یکی دو روز گذشته، مطرب الممالک مشغول دیلماجی بود و نمی دانیم حرفهای کدام مطرب پدرسوختهء فرنگی را داشت دیلماجی می کرد و وقت زیادی نداشت تا کمی حالش را بگیریم. این شد که اسباب تفریح مان شده بود بازی کردن با این گربهء نحیف و لاغر و سفید و نارنجی که از رعیت جماعت نیز پررو تر است و تا پایمان را از صحن اندرونی بیرون می گذاریم شروع می کند به سر و صدا کردن. اول بنا داشتیم از بیطارباشی بخواهیم او را ببیند و در صورتی که توافق کرد او را پیش خود نگه داریم اما بعد منصرف شدیم و به این بسنده کردیم که او را کمی از الطاف ملوکانه مان بهره مند سازیم و کمی غذایش دهیم.
هرچند گربهء پدرسوخته ای بود اما ما را آن "معو معو" گفتن هایش خوش آمد و چندی از شازده بودنمان غافل شدیم و نشستیم بر روی زمین تا با دست مبارک خودمان به اون کمی کتلت و کالباس بدهیم.

فخرالملوک بانو بسیار اصرار داشتند تا نام این گربه را بگذاریم "هویج" اما از آنجایی که ما اصولاً حرف جامعهء نسوان را نباید بپذیریم و از آنجایی که قصد کرده بودیم تا سنت پیشینیانمان را حفظ کنیم و یادی کرده باشیم از جدّ بزرگوارمان، حضرت همیشه حاضر در شیشه های قلیان ایرانی، نام او را گذاشتیم "ببری خان".
باشد تا جد بزرگ از ما راضی باشد و امید آنکه زنان اندرونی* نیت بر این استوار نکنند تا مانند پیشینیانشان او را از روی حسادت سر به نیست کنند.

* بعد التحریر اولیه: منظور از زنان اندرونی تنها شخص بانو فخرالملوک می باشد.

* بعد التحریر ثانویه: ما می خواهیم که سنت پیشینیانمان را حفظ کنیم و مانند آنها حرمسرا داشته باشیم اما نمی توانیم!!

* بعد التحریر ثالثه: خواستن لزوماً همیشه توانستن نیست. این را مطرب الممالک یادآوری کردند.

* بعد التحریر رابعه: ما مزاح می کنیم؛ شما جدی نگیرید!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/01ساعت 11:11  توسط شازده  |